رمان اقلیم

دختر حاج سید غلام رضا ملکوت… قاضی کاشانی ، از خانه به قصد خروج از مرز ، توسط یک قاچاقی به نام منوچهر ، فرار میکند، در مسیر تریلی حاوی بشکه های بنزین، منفجر میشود ، و نام ستیلا سادات ملکوت ، در لیست ، اجساد سوخته شده ی غیر قابل شناسایی ، قرار میگیرد .
همه چیز به اینجا ختم نمی شود، هامون یکتا ، به وصیت برادر عباس ملکوت ، قبل از انفجار او را از این سفر مخاطره آمیز باز می دارد و در ادامه…
توجه : فقط فایل پی دی اف هست
توجه : این رمان کامل نیست
تایپ این رمان به اتمام رسیده برای خرید این رمان به کانال رسمی نویسنده مراعه کنید
مطالب زیر را حتما بخوانید:
قوانین ارسال دیدگاه در سایت
چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.
سلام ❤️
رمان اقلیم یکی از بهترین رمانای اجتماعی و معمایی بود.قلم قوی،داستان جدید و متفاوت،شخصیت های خاکستری و نزدیک به واقعیت و معماهای بسیار هیجان انگیزی داشت،جوری که اصلا قابل حدس نبود،ولی به بهترین نحو ممکن گره های داستان باز شد در طول داستان.همچنین پایان خیللی جذاب و خوش و در عین حال منطقی ای داشت.خسته نباشید میگم به نویسنده بابت این اثر متفاوت و جذاب😍
کانال من حذف شد و آخرش رو نخوندم ,خلاصش میشه بگید چی شد تاجایی خوندم که یکتا هامونو تهدید کرد ستیلارو میکشه 😐