رمان ارباب تاریکی

ارباب تاریکی لقب مردی که زمانی قسم خورد تا با دانش پزشکیش زندگی مردم را نجات دهد اما نقشهی سرنوشت چیز دیگری است!
او تعلیم میبیند… تعلیم برای کشتن !
میزبان شما در بهترین رمان ها هستم امیدوارم در کنار هم و با نظرات شما روز به روز سایت رو کامل تر کنیم
مطالب زیر را حتما بخوانید:

بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد ، بگذار آن باشم که با تو در گلزار گل می چیند ، بگذار کسی باشم که احساس ...

دو سال گذشته... همه چیز به ظاهر آروم شده اما در حقیقت اوضاع سخت تر شده! درست زمانی که همه فکر می کنند دیگه بهزادی وجود نداره، ارباب تاریکی بر میگرده... ...

آرامش با قدم هایی آرام و پر از عشوه های دخترانه تا پشت پارسا رفت و دست روی شانهاش گذاشت: « چی شد عشقم؟ چرا یهو پس کشیدی؟ چی اذیتت میکنه؟ ...

مانیا دختر اروم ولی لجباز و شروشیطون(و با جنس مخالف لج) این دختر که خیلی دوست داره خرج زندگیشونو دربیاره و زود تر از دست اقای فخراور فردی نذول خور ...

داستان در مورد دختری به اسم منا دانشجوی رشته پرستاری کهدر حال گذروندن طرحش توی یکی از بیمارستانای تهرانه…پدر و مادرش و کلا خانواده اش تو شیراز زندگی می کنن….قراه ...

رها دختری شیطونه که تک فرزنده تودانشگاه با روهام پسری مغرور روبه رو میشه و بااون لج میوفته حالاباید دید که دست سرنوشت با این دو چیکار میکنه

یه دختر به اسم دنیا که بخاطر قبول شدن در کنکور با خانواده اش از رشت به تهران میان با وردش به محیط جدید و دانشگاه اتفاق های سرنوشت سازی ...

قصه مون راجب یه شاهزاده خانم زیبا وخیلی بداخلاق ویه پرنس مهربون هیاهو زندگی اوناروباهم اشنامیکنه وعاشق هم میشن که ازقضادوست های صمیمی تودوطرف قراره باهم ازدواج کنن،توشب عروسی پسری ...

دنیا چه سرنوشتی و برای آدما رقم می زنه آخر این داستان به کجا ختم می شه؟ چه کسی میمونه و چه کسی می ره؟ نفس، آیا میتونه مرگ خواهرش و قبول کنه؟ میتونه ...

آیسو، دختری از جنس درد، غرق در هیاهوی شهر، زیر آوار ظلم اطرافیان و در حسرت یک زندگی عادی... بیخبر از سرنوشتی که از پیش تعیین شده، محکوم به یک ...

دختر حاج سید غلام رضا ملکوت... قاضی کاشانی ، از خانه به قصد خروج از مرز ، توسط یک قاچاقی به نام منوچهر ، فرار میکند، در مسیر تریلی حاوی ...

پارت دوم پارسا تک خنده ای صدادار کرد و دستش را دور کمرش انداخت. یک تای ابرویش را بالا انداخت و ذره ای از ویسکی را خورد. سرش را توی موهای خرمایی ...
قوانین ارسال دیدگاه در سایت
چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.
نظرات کاربران